تبليغاتX
کویر تنهایی

کویر تنهایی

و او ظهور می کند... وسایه دور میشود... ولحظه لحظه های ما... شبیه نور میشود...

همه چیز جز حقیقت...

--((هو))--

گریه ها را گرچه پنهان می کنم

اشک های بس هویدا می شود

خنده بر لب گرچه می گویم سخن

غم ز داغ واژه پیدا می شود


بال و پر می سوزد اما باک نیست

دوری پرواز آبم کرده است

در قفس عمریست عزلت پیشه ایم

عاقبت صیاد رسوا می شود...


تنهاتر از همیشه

به انتظار نشسته ام

مرد کویری

علی علی

+ نوشته شده در  شنبه 1 خرداد1389ساعت   توسط ""مرد کویری""  |